حرف های ناتمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود.
سلام چقدر از آخرین بروزرسانی وبلاگ گذشته !!
سلام فصل امتحانا بود نمیشد آپ کنم خواستم بگم دیدم کسی نمی خونه ننوشتم
راستی نگفته بودم دانشجو شدم ( فوق لیسانس- ازاد تهران)
قراره رسمی هم بشم(تو ازمونی که برگزار شده نمره لازم رو کسب کردم)
همه اونایی که این مطلبو می خونن می تونن از طرف من برای خودشون یه نسکافه بخرن بخورن بعنوان شیرینی.
قبلا از تبریکات همه تشکر می کنم.
سياست و شهرداري
در جند روزگذشته 5 نفر از شهروندان مناطق تهران عوض شده اند. (مناطق 10-4-17-21و14) غير از شهردار منطقه 4 كه از منطقه 17 به اين منطقه رفته مابقي آقايان تازه به شهرداري آمدند (بيشتر از ناجا).
نمي دونم از چه دوره اي شهرداري سياسي شده ، من دوران آقاي احمدي نژاد رو خودم بودم كه همه اتفاقات در راستاي سياسي كاري بود از ملاقات هاي مردمي در مناطق كه چند صد نفر مردم بيچاره مي اومدند تا ايشون رو ببينند تا آش پخش كردن هاي شهرداري در ماه رمضان .
قطعا تغييرات امروزه شهرداري هم سياسي است .
آقاي عماد افروغ ، نماينده مجلس دوره هفتم براي دوره هشتم كانديد نشدند و دلايلي رو براي عدم كانديد شدنشون آوردون كه جالبه از جمله اينكه : امروز حقيقت فداي مصلحت،حقانيت فداي مقبوليت و نقد فداي قدرت مي شود.
تعطيلات و شهرداری
شنیدم آقای قالیباف توی تلویزیون اعلام کرده به همه ادارات سرکشی کردیم گازشون بسته بوده. من که سه شنبه سرکار بودم اداره هم گرم گرم بود شنیدم دوشنبه هم اداره براه بوده و گرم . نمی دونم کی دروغ می گه یا گفته.
فقط می دونم برای رسیدن قدرت سیاستمداران ما همه کاری می کنن. پایین دستاشون هم برای حفظ میز ریاستشون همینطور .خدا از سر تقصیرات هممون بگذره.
نا اميد از آدم ها
سلام
نمی دونم الان اینجوری شده یا همبشه انطور بوده که هیچکس حاضر نیست برات کاری بکنه (برای خودت) مگه نفعی براش داشته باشی . یا حالا یا بعدا . اصلا خوب نیست که ما آدمارو برای خدوشون نمی خواهیم بلکه در حقیقت برای خودمون می خواهیم یعنی اگه برای کسی کاری هم می کنیم به امید جبران می کنیم. این موضوع تو ادارات نمود بیشتری داره تا می شنوند که می خواهی مسئولیت بالاتری بگیری سلامشون باهات متفاوت می شه. فکر می کنم ما ایرانی ها آدمای صادقی نیستیم و دائما ادا در می آریم. خدا آخر عاقبت هممونو ختم به خیر کنه.
سلام با فاصله زماني به همه
سلام
از وقتی برای پرشین بلاگ مشکل درست شده بود تا كام شد آي آر من ديگه مطلب ننوشتم.
حالا به همه سلام مي كنم.
مديريت كوتوله ها
فرض كنيد رييس شما 4 سالي هست كه داره سعي مي كنه مدرك فوق ديپلم رشته روابط عمومي خودشو از دانشگاه علمي كاربدي بگيره و هنوز موفق نشده ضمناً غير از مديريت تجربي و سنتي كه از راه سعي و خطا بدست آورده هنر ديگه اي غير از مشكلات متعدد شخصي و خانوادگي نداره ، اما شما درسته كه اون تجربه رو ندارين ( كه اون تجربه بسيار مهم و مفيده ) اما ليسانس يا فوق ليسانس رشته فني هستين و به كامپيوتر و شبكه و تكنولوژي آشنايي كامل دارين همچنين با توجه به تحصيلاتتون هوش و گيرايي خوبي هم دارين.
حالا بگين از نظر آقاي مدير شما بايد ديده بشين و پيشرفت كنيد يا بايد گوشه اي باشيد و كار كنيد و در مواقع لزوم ازتون مشاوره گرفته بشه ،سرخورده بشين و تنها با زور و تهديد به قطع كردن مزايا مجبور به كار بشين. و يا اگه زرنگ باشيد كار دومي داشته باشيد و تمركزتون رو روي شغل دومتون بذارين.( با اين فرض كه شما اهل رشوه و كار چاق كني نيستيد.)
دلتنگی
سلام
از اين مديرها خودخواه تر خودشونن مي خواستم جابجا بشم و يه قسمت ديگه كار كنم كه فعلا با مخالفت رييس جديدم روبرو شدم. بهش مي گم من ۲ ساله كه مي خوام جابجا شم اجازه نمي دن ايشون مي گه مقصر خودتي و عملكردت ( مثلا يعني چون نيروي خوبي هستي بهت اجازه نمي دن بري ) خوب منم دارم فكر مي كنم تا عملكردمو تصحيح كنم و تبديل بشم به يه نفري كه بود و نبودش خيلي فرقي با هم نداره تا بتونم از قسمتي كه هستم برم.
خلاصه كه خيلي قاطيم وقتي مي بينم يه نفره با ۲۸ سال و۴ سال سابقه (به اندازه من تو شهرداري) مي تونه شهردار منطقه ۱۷ تهران باشه و ديگري با همين سن و همين سابقه شهردار منطقه ۱۳ و من نمي تونم از قسمتم جابجا بشم از خودم و عملكردم و همه بدم مي آد.
رييس جديد
سلام
اینروزها نه اینکه سرم شلوغ باشه که هست اما اومدن رییس جدید برای قسمتمون باعث شده که مشغله فکریم زیاد باشه و نتونم تمرکز داشته باشم.
از وقتی صحبت عوض شدن رییس می افته رایزنی ها شروع می شه که کی هست؟ چیکاره بوده؟ سابقه اش چقدره؟ سخت گیره ؟ و ... و قاعدتا اونهای که از شرایطشون راضیند نگران این هستند که نکنه وضعیتشون خراب شه. راستش من از تغییر تحول خوشم می آد و در این مورد خاص چون از مسئول قبلیمون راضی نبودم از این تغییر راضیم.
یه تصمیمهایی گرفتم و می خوام قسمتم رو عوض کنم با هر کی مشورت می کنی یه چیزی می گه اما من از این وضع یکنواختی که دارم اصلا راضی نیستم و کار فعلیم ارضام نمی کنه تو کتابه غروب جلال خوندم که جلال دنبال فعالیت و دردسر بوده (نزدیک به این مضمون) خلاصه تصمیمم برای تغییر جا قطعیه و باید رایزنی های اداریشو انجام بدم امیدوارم که کار درستی باشه.
این روزا دوتا کتاب خوندم یکی ساخت ژاپن که نویسنده اش مدیر عامل شرکت موفق سونیه.
در مورد فرهنگ کار ژاپنی ها و نحوه پیشرفت شرکت نوشته شده.
و یکی کتاب ما چگونه ما شدیم که نوشته صادق زیبا کلام . کتاب خوب و آگاهی بخشیه فکر آدمو باز می کنه.خوندنشو به همه علاقه مندا پیشنهاد می کنم.
نمی دونم تو مملکت قحط الرجاله ؟ چرا هر کیو از کار بر می دارن یه کار بهتر بهش می دن ؟ (رییس قبلیم ارتقاء شغلی پیدا کرده همون که من می گفتم کارو نمی فهمه )
مديريت
سلام
امروز رييسم يه نامه چند صفحه اي مهم رو كه شهردار منطقه دستورات متعددي روش داده بود فرستاد برام كه مطابق دستور العمل گزارش ماهيانه تهيه كن و ارائه بده. من نامه رو كه خوندم مطمئن بودم كه خودش هم نمي دونه بايد چيكار كنيم و حداقل بايد يه مذاكره اي با هم مي كرديم اين بود كه لجم گرفت و رو نامه براش نوشتم " احتراما خواهشمند است دستور فرماييد چه اقدامي اكنون از سوي اين واحد متصور است." خلاصه ديدم ايشون نامه بدست و خنده برلب داره مياد سمت اتاقم كه مهندس اين چيه مرقوم نموديد. خلاصه كلي با هم كلنجار رفتيم تا آخرش گفت فعلاً نامه رو پيش خودت نگهدار تا ببينيم چيكارش كنيم.
راستش من مي دونستم كه نامه رو بايد چيكار كنم اما فعلا تو مود ارائه فكر نيستم و هر كاري كه بهم بگي انجام مي دم .البته خودم هم مي دونم كار خوبي نيست.از حرف زدن و گفتن موضوعات هم به آقايون ديگه خسته شدم مگه وظيفه منه كه كاروبجووم و بذارم تو دهن آقايون تازه من مي گم با كسي بايد بحث كرد كه اشتباه مي كنه نه با كسي كه هيچكاري نمي كنه و خنثي هستش.
جاي همه خالي رفته بودم كاشان .حالا براتون تعريف مي كنم 


